كارستن نيبور ( مترجم : پرويز رجبى )

67

سفرنامه كارستن نيبور ( فارسى )

صادق خان بود ، كه برادر بزرگ كريم خان بود « 1 » . اگر كريم خان حكومت ايران را به دست نگرفته بود ، ظاهرا صادق خان در اين دنيا به جايى نرسيده بود . در ضمن مىگفتند ، كه از مدتى پيش ، صادق خان همراه پسرهايش ، خواندن و نوشتن ياد مىگيرد و به اين ترتيب آموخته‌تر از برادرش است « 2 » . كارهاى مهم اين استان به افراد ورزيده‌اى سپرده شده بود و بگلربگ مانند سلطان استانبول فقط امور مربوط به پليس را شخصا زير نظر داشت . چند روز پس از ورودم به شيراز ، بگلربگ دستور داد ، گوشهاى دو قصاب را ، كه گوشت كهنه فروخته بودند ، با ميخ به ستونى بكوبند و آنها را تا بعدازظهر در اين حالت نگه دارند . بعد دستور داد ، كه به اطلاع سايرين برسد ، پس از اين هركس گوشت كهنه بفروشد ، از وسط به دو نيم خواهد شد . صادق خان هنگام بار خيلى مهربان بود و ضمن حرفهاى ديگر به من اطمينان داد ، كه اگر در منطقهء قدرت او كسى مزاحمتى براى من فراهم بكند ، سرش را خواهد زد . رئيس تشريفات ، درحالىكه دبوس زيبايى در دست داشت ، بين ما و بگلربگ ايستاده بود . آقاى هركولس با مترجمش انگليسى صحبت مىكرد و مترجم با رئيس تشريفات فارسى و به اين ترتيب بگلربگ در جريان گفتگو قرار مىگرفت . بعد بگلربگ دستور داد ، تا رئيس تشريفات همهء گفتگو را يك بار ديگر بازگو كند . حالا به خاطر ندارم ، كه آيا رئيس تشريفات به تركى حرف مىزد يا نه . چون زبان تركى در ميان متشخصين ايرانى رواج دارد . خيلى جالب بود ، كه رئيس تشريفات هربار كه با بگلربگ صحبت مىكرد ، دبوسش را به زمين مىانداخت . پس از شرفيابى يكى از رفقاى آقاى هركولس ، كه خيلى مورد توجهء بگلربگ بود ، ما را در كاخ به گردش برد تا چند اتاق را به ما نشان بدهد . در يكى

--> ( 1 ) . بر خلاف گزارش نيبور ، صادق خان از برادرش كريم خان كوچكتر بود . ( 2 ) . يكى از دلايل موجود بر بيسوادى كريم خان زند ، همين گزارش نيبور است .